neghgent معنی فارسی مسامحه کار غفلت کار سها انگاري اهمال کار بي مبالات واژههای دیگر با معنی «مسامحه کار» conniver مسامحه کار، تجاهل کننده . neglectful غفلت در کار، مسامحه کار، غفلت آميز precrastinative مسامحه کننده، مسامحه کار، مبني بر مسامحه يا تعلل nonchalant سهل انگار، لاقيد، اهمال کار