night-waking معنی فارسی شب زنده داري واژههای دیگر با معنی «شب زنده داري» vigil شب زنده داري، بيداري، احيا pernoctation شب زنده داري، اخياي ليل، شب گذراني night waking شب زنده داري deathwatch شب زنده داري کنار بستر شخص در حال مرگ يا، تازه مرده، پاسدار محکوم به اعدام wakefulness بيداري، بيخوابي، شب زنده داري