دیکشنری فارسی

vigil

UKvidʒil US'vıdʒəl

معنی فارسی

شب زنده داري بيداري احيا مراقبت مواظبت پاسباني شب عيد شب روزه

معنی کامل و مثال‌ها

/vij´ǝl/n.

● (به ویژه برای دعا و غیره) شب زنده‌داری، بیدارمانی، شب‌پایی، احیا

● (مذهبی) شب عزیز، شب عید، مراسم شب عید، شب احیا

تعریف انگلیسی

noun
  1. a period of sleeplessness
  2. the rite of staying awake for devotional purposes (especially on the eve of a religious festival)
  3. a purposeful surveillance to guard or observe

مترادف‌ها

noun
1. Watch, sleeplessness, abstinence from sleep.
2. Devotional watching, waking for religious exercises.
3. Wake.

واژه‌های دیگر با معنی «شب زنده داري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن