دیکشنری فارسی

nosing

UKnouziŋ US'nəuzıŋ

معنی فارسی

بيني دماغ دهنه سر لوله پيشامدگي دماغه شامه

معنی کامل و مثال‌ها

/nō´ziŋ/n.

● لبه‌ی پله (که معمولا قدری از بقیه‌ی آن جلو آمده تر است)

● تسمه یا نواره‌ی فلزی یا پلاستیکی (که با آن لبه‌ی پله را می‌پوشانند تا از لغزش جلوگیری شود)

● هر پیش آمدگی مانند لبه‌ی پله

ریشه و کاربرد

Noun

The action of investigating or prying into someone else's business.

ریشه

From the verb 'nose' + the suffix '-ing'.

مثال

  • His constant nosing into other people's affairs made him unpopular.
  • She couldn't resist a bit of nosing around in her neighbor's garden.
  • The nosing of the journalist led to the uncovering of corruption.

ترکیب‌های رایج

Constant nosing Nosing around Nosing into

واژه‌های دیگر با معنی «بيني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن