not for an instant معنی فارسی هرگز هيچگاه واژههای دیگر با معنی «هرگز» neer هرگز، هيچگاه، هيچ وقت never هرگز، هيچگاه، هيچ وقت never more هرگز ديگر nonwinner هرگز برنده نشده nulipara زن هرگز نزاييده nullipara زني که هرگز بچه نزاييده است، زننازا، زن بيفرزند maiden race مسابقه بين اسبهايي که هرگز برنده نشده اند nevermore ديگر هيچ، هرگز ديگر ever هميشه، همواره، همه وقت yellow-dog contract قرارداد سگ زرد، قراردادي که بين کارفرما و کارگر منعقد، مي شود و کارگر ضمن اقرار به اين که جزء