not-or معنی فارسی نا - يا واژههای دیگر با معنی «نا - يا» not-or gate دريچه نا - يا intempestive laughter خنده بيجا يا نا بهنگام political instability تزلزل يا نا استواري سياسي impatient hours ساعات نا شکيبايي يا بي صبري premature decision تصميم نا بهنگام يا شتاب اميز undue influence اعمال نفوذ ناروا (يا نا مشروع) abnodation تسطيح درخت از كره و يا نا همواري unorganized نابسامان، غير مشتکل، فاقد سازمان funky متوحش، بوي نا گرفته، بدبو. nonrated برآورد نشده، سنجش نشده، مشخص نشده