nympha معنی فارسی شيفتن صغراي فرج مترادفها noun(entomology) Pupa, chrysalis, aurelia, nymph. واژههای دیگر با معنی «شيفتن» captivate شيفتن، مجذوب کردن، فريفتن captivator شيفتن، مجذوب کردن، فريفتن captivation عمل فريفتن يا شيفتن، دلربايي fascinate باچشم مجذوب کردن، شيفتن، فريفتن fascinatingly باچشم مجذوب کردن، شيفتن، فريفتن enamored شيفته کردن، شيفتن، عاشق کردن enamoring شيفته کردن، شيفتن، عاشق کردن enamors شيفته کردن، شيفتن، عاشق کردن enamour شيفته کردن، شيفتن، عاشق کردن enamor شيفته کردن، شيفتن.