obmutescence معنی فارسی خاموشي خاموش نشيني سکوت عمدي واژههای دیگر با معنی «خاموشي» silence خاموشي، سکوت، ارامش hush خاموشي، خموشي، سکوت soundlessness خاموشي، خموشي، سکوت pipe down خاموشي، سوت خاموشي ناو (دريايي) black out خاموشي، قطع کامل برق. reticency خاموشي، سکوت، کم گويي. blanking signal پيام خاموشي brownout نيمه خاموشي curfew period ساعات خاموشي، ساعات منع عبور و مرور last port شيپور خاموشي، شيپور عزا (دريايي)