offeree معنی فارسی خريدار ، کسي که به او پيشنهاد شده است واژههای دیگر با معنی «خريدار» vendee خريدار، کسيکه چيزي باوفروخته شده باشد shopper خريدار، مغازه رو، کاسب خرده فروش. bargainee خريدار، مشتري buyer خريدار purchaser خريدار marginal buyer خريدار نهائي producer buyer خريدار صنعتي salvager خريدار اسقاط. swagman خريدار مال دزدي، مسافر کوله پشتي دار. tout خريدار پيدا کردن، مشتري جلب کردن، کسيکه از اوضاع اسبان آگاهي پيدا مي کند