دیکشنری فارسی

shopper

US'ʃɔpə

معنی فارسی

خريدار مغازه رو کاسب خرده فروش.

معنی کامل و مثال‌ها

/shä´pǝr/n.

● خریدار، مشتری فروشگاه

● ورقه‌ای که نام و نشانی و آگهی مغازه‌های محل را روی آن چاپ می کنند

● متصدی خرید (اجناس برای فروشگاه)

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who visits stores in search of articles to buy
  2. a commercial agent who shops at the competitor's store in order to compare their prices and merchandise with those of the store that employs her

واژه‌های دیگر با معنی «خريدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن