oldest
UKouldist
US'əuldəst
معنی فارسی
پير سالخورده فرسوده قديمي آزموده سابق پيشي کهنه کار کهنه مسن
پير سالخورده فرسوده قديمي آزموده سابق پيشي کهنه کار کهنه مسن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن