one anda معنی فارسی همگي همه باهم ازدم واژههای دیگر با معنی «همگي» totalities همگي، تمامي، کليت totality همگي، تمامي، کليت totyality همگي، تمامي، جمع alto-relievo همگي، مجموع omnibus wire سيمي که همگي جريان الکتريک از آن مي گذرد all hands کليه پرسنل، همگي آماده، همگي all hands parade سان و رژه عمومي، همگي به رژه unit matrix ماتريس واحد، ماترسي که عناصر قطر اصلي، همگي برابر يک و بقيه عناصرش صفر باشند all همه، تمام، کليه just مناسب، جور، متناسب