open country معنی فارسی زمين باز واژههای دیگر با معنی «زمين باز» inning زمين باز يافتي، زمين تازه از درياگرفته، اراضي استحداث شده polder زمين کمي که ازدريا باز گرفته شود sitzmark حفره حاصل از زمين خوردن اسکي باز pickup field زمين باز بدون مانعي که هواپيما مي تواند، در آن فرود آيد، محوطه سوار شدن در هواپيما play through رد شدن گلف باز يا گروه در زمين از بازيگر، کند split lean پا باز نشسته و تماس سينه ژيمناست با زمين takedown حريف را بر زمين زدن، خوارسازي، پست سازي