orexis معنی فارسی اشتها آرزو ميل واژههای دیگر با معنی «اشتها» appetite اشتها appetitive اشتها آور appetizing اشتها آور appetize اشتها دادن، به اشتها آوردن sharp set گرسنه، با اشتها، بسيار مشتاق piquant تندوبامزه، اشتها اور، گوشه دار anorexia بي اشتهايي، عدم اشتها anorexic مبتلا به بي اشتهايي عصبي، داروي اشتها کم کن، بي اشتها aperitif نوشابه ي الکلي که پيش از خوراک به عنوان، اشتها آور نوشيده ميشود، انواع شرابهايي که طعم گياهان معطر يا ادويه gusty باد دار، بادخيز، اشتها اور