otherwhere معنی فارسی جاي ديگر معنی کامل و مثالها /-hwer´/adv.● (قدیمی) در جای دیگر، به محل دیگر واژههای دیگر با معنی «جاي ديگر» otherwhence از جاي ديگر aliunde ازيک جاي ديگر، از منبع ديگر autograft نسج پيوند شده که از جاي ديگر خود بيمار، به دست آمده است، خود پيوند allochthonous غير بومي، از جاي ديگر، دگربوم reseat دوباره نشاندن، در جاي ديگر نشاندن، نشيمنگاه تازه دادن substitutional عوضي، جاي چيز ديگر گذاشته شده preoccupiedly با حواس پريشان، با داشتن حواس در جاي ديگر، بطور شيفته rookeries (جاي جمع شدن) گروه کلاغان، جاي اجتماع برخي پرندگان ديگر چون ماهي خوار rookery (جاي جمع شدن) گروه کلاغان، جاي اجتماع برخي پرندگان ديگر چون ماهي خوار reinvest دوباره گماشتن، دوباره دارا کردن، در جاي ديگر گذاشتن