دیکشنری فارسی

out of season

UKautɔfsiːzn

معنی فارسی

بيموقع نابهنگام

مترادف‌ها

Inopportunely, at an improper time.

واژه‌های دیگر با معنی «بيموقع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن