دیکشنری فارسی

outpour

UKautpɔːr

معنی فارسی

بيرون ريختن روان شدن جاري شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/out´pôr´, out pôr´/n., vt.,vi.

برون ریز، برون ریزش، فوران، خروج

برون‌ریز کردن، بیرون ریختن، فوران کردن

واژه‌های دیگر با معنی «بيرون ريختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن