outpour
UKautpɔːr
معنی فارسی
بيرون ريختن روان شدن جاري شدن
معنی کامل و مثالها
/out´pôr´, out pôr´/n., vt.,vi.
● برون ریز، برون ریزش، فوران، خروج
● برونریز کردن، بیرون ریختن، فوران کردن