دیکشنری فارسی

outpour

UKautpɔːr

معنی فارسی

بيرون ريختن روان شدن جاري شدن

معنی کامل و مثال‌ها

/out´pôr´, out pôr´/n., vt.,vi.

● برون ریز، برون ریزش، فوران، خروج

● برون‌ریز کردن، بیرون ریختن، فوران کردن

واژه‌های دیگر با معنی «بيرون ريختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن