دیکشنری فارسی

outwardly

UKautwədliː US'autwədlı

معنی فارسی

در بيرون ظاهرا برحسب ظاهر

معنی کامل و مثال‌ها

/out´wǝrd lē/adv.

برون سوی، به طرف خارج، در خارج، (در) بیرون

ظاهرا، در ظاهر، به طور سطحی، وانمودی، نموداری

outwardly happy

ظاهرا خوشحال

an outwardly stable country

کشوری که در ظاهر امن و امان است

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with respect to the outside “outwardly, the figure is smooth”
  2. in outward appearance “outwardly, she appeared composed” “Derived from adjective: outward”

واژه‌های دیگر با معنی «در بيرون»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن