overclothes معنی فارسی بالاپوش جامه رو معنی کامل و مثالها /ō´vǝr klōthz´/n.pl.● رجوع شود به: outerwear واژههای دیگر با معنی «بالاپوش» overgarment بالاپوش، روپوش، جامه ي بروني coverlet بالاپوش، روي انداز، لحاف greatcoat بالاپوش، پالتو overcoat بالاپوش، پالتو top coat بالاپوش، پالتو paletot بالاپوش گشادمردانه يا زنانه، پالتو poncho يکجور ردايا بالاپوش در امريکاي جنوبي مه، ماننداست به پتو quilt لحاف، بالاپوش، اجيده کردن mantle شنل زنانه، بالاپوش، ردا overall جامه رو، لباس رو، بالاپوش