overdetermine
معنی فارسی
ايجاد کردن به وجود آوردن
معنی کامل و مثالها
/-di tu_r´mǝn/vt.
● (از طریق چندین علت یا عامل) ایجاد کردن، بهوجود آوردن
ايجاد کردن به وجود آوردن
/-di tu_r´mǝn/vt.
● (از طریق چندین علت یا عامل) ایجاد کردن، بهوجود آوردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن