pabble معنی فارسی ريگ واژههای دیگر با معنی «ريگ» pebble ريگ، ريگ گرد، بلورکوهي که از ان شيشه عينک ميسازند gravel-stone ريگ، سنگريزه sand box ريگ پاش، شن پاش، گردپاش (چيزيکه روي مرکب ترگردپاشيده sanded ريگ پوش، شن پوش، شن زار gritty ريگ دار، شن دار، ريگي sander ريگ پاش، ماسه پاش turnstone مرغ ريگ skink ريگ ماهي، ريک زاده، سقنقور gravel-pit گوده ريگ، کان شن، چال ريگ renal calculus ريگ کليه، سنگ قلوه