دیکشنری فارسی

pebble

UKpebl US'pebəl

معنی فارسی

ريگ ، ريگ گرد ،

بلورکوهي که از ان شيشه عينک ميسازند ،

يکجورعقيق

معنی کامل و مثال‌ها

/peb´ǝl/n., vt.

● ریگ، سنگریزه‌ی ساییده

● کوارتز فرانما، عدسی (عینک و غیره)

● رجوع شود به: rock crystal

● سنگ قیمتی (که در میان ریگ‌های رودخانه و غیره یافت شود)، گوهر

he found a small pebble of agate

یک قطعه عقیق کوچک پیدا کرد.

● (کاغذ یا چرم و غیره) رویه‌ی زبر و دانه دانه

pebble leather

چرم رو زبر (زبر رویه)

● با ریگ (یا چیزهای مشابه آن) پوشاندن، ریگ پوش کردن

a pebbled road

جاده‌ی پوشیده از سنگریزه

cookies with sugar pebbling the surface

شیرینی‌هایی که روی آن شکر پاشی شده است

● (با منگنه یا پرس چرم و کاغذ و غیره را) زبر رویه کردن، دارای نقش ریگی کردن

● ریگ پراندن به، پراندن

children pebbled the dog with green plums

بچه‌ها به سگ گوجه می‌پراندند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small smooth rounded rock

مترادف‌ها

noun
1. Stone (of small size), pebble stone.
2. (In jewelry.) Agate.
3. (Among opticians.) Colorless rock crystal, quartz, pure silica.

واژه‌های دیگر با معنی «ريگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن