par 2 معنی فارسی برابري ، تعادل ، پايه متوسط ، ميزان متوسط ، بهاي اسمي پول ياسهم ، ميزان متوسط واژههای دیگر با معنی «برابري» owelty برابري، تساوي، سرانه نقدي که شريکي براي برابر شدن کالاي parities برابري، هم پايکي، مساوات parity برابري، هم پايکي، مساوات correspondence برابري، تطابق، مانندگي conformities برابري، مطابقت، موافقت conformity برابري، مطابقت، موافقت isogony برابري، تعادل و تساوي در رشد، همرشدي. equalities برابري، تساوي، يکساني equality برابري، تساوي، يکساني coequality برابري، هم پايگي