دیکشنری فارسی

participle

UKpɑːtispl

معنی فارسی

وجه وصفي

معنی کامل و مثال‌ها

/pärt´i sip´ǝl/n.

● (دستور زبان) وجه وصفی، صفت فعلی

present participle

وجه وصفی معلوم

past participle

وجه وصفی مجهول، اسم مفعول

تعریف انگلیسی

noun
  1. a non-finite form of the verb; in English it is used adjectivally and to form compound tenses

واژه‌های دیگر با معنی «وجه وصفي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن