دیکشنری فارسی

partook

UKpɑːtuk

معنی فارسی

شرکت کردن شريک شدن سهم گرفتن بهره داشتن طرفداري کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/pär took´/vi.

زمان گذشته‌ی: partake

واژه‌های دیگر با معنی «شرکت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن