party to a suit معنی فارسی طرف دعوي متداعي واژههای دیگر با معنی «طرف دعوي» litigant طرف دعوي، خواهان، خوانده suitor خواستگاري، دادخواست دهنده، عارض طرف دعوي opponent مخالف، ضد، معارض cross action دعوي متقابل، در CL حالتي است که يک طرف عين دعوايي، را که طرف متقابل در موضوع واحد عليه او vexatious action دعوي ايذائي، دعوائي که هدف آن فقط ايذاء و اذيت طرف، باشد