دیکشنری فارسی

pathway

UKpɑːθwei US'pæθ'weı

معنی فارسی

جاده راه

معنی کامل و مثال‌ها

/path´wā´/n.

رجوع شود به: path

تعریف انگلیسی

noun
  1. a bundle of myelinated nerve fibers following a path through the brain
  2. a trodden path

مترادف‌ها

noun
1. Path, footway, track.
2. Way, course of life.

واژه‌های دیگر با معنی «جاده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن