penholder معنی فارسی دسته قلم معنی کامل و مثالها /pen´hōl´dǝr/n.● جا قلمی، قلمدان● دستهی قلم واژههای دیگر با معنی «دسته قلم» penicillate داراي نشانهاي مدادي، داراي يک دسته مو بشکل کاکل يا قلم مو shaft ميله، استوانه، ميله stick چوب، چوب دستي، عصا drove گروه، جمعيت، قلم درزپهن