دیکشنری فارسی

perplexed

UKpəplekst USpəp'lekst

معنی فارسی

سرگشته حيران مبهوت پيچيده درهم

معنی کامل و مثال‌ها

/pǝr plekst´/adj.

● سردرگم، حیرت زده، گیج، سرگشته، حیران، هاج‌وواج، کاتوره، هامی، هامین

the disappearance of the jewelery had left him perplexed

غیب شدن جواهرات او را کاملا دچار حیرت کرده بود.

● بغرنج، دشوار، پیچیده، غامض، مدغم

Panchatantra's perplexed sentences

جمله‌های پیچیدی کلیله و دمنه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. full of difficulty or confusion or bewilderment “perplexed language” “perplexed state of the world”

واژه‌های دیگر با معنی «سرگشته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن