دیکشنری فارسی

picayune

US'pıkı'ju:n

معنی فارسی

(picayubnish) جزئي بي ارزش پست ناچيز.

معنی کامل و مثال‌ها

/pik´ǝ yōōn´/n., adj.

سکه‌ی کم ارزش، پشیز، پول سیاه

it is not even worth a picayune

یک پشیز هم نمی‌ارزد.

هر چیز کم ارزش، ناچیز، پیش پا افتاده، اندک، خرده پا، خرده

their research programs are still relatively picayune

برنامه‌های پژوهشی آنها هنوز نسبتا پیش پا افتاده است.

تنگ نظرانه، کوته اندیشانه، کوته فکر (انه) (picayunish هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «(picayubnish) جزئي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن