picayune
US'pıkı'ju:n
معنی فارسی
(picayubnish) جزئي بي ارزش پست ناچيز.
معنی کامل و مثالها
/pik´ǝ yōōn´/n., adj.
● سکهی کم ارزش، پشیز، پول سیاه
it is not even worth a picayune
یک پشیز هم نمیارزد.
● هر چیز کم ارزش، ناچیز، پیش پا افتاده، اندک، خرده پا، خرده
their research programs are still relatively picayune
برنامههای پژوهشی آنها هنوز نسبتا پیش پا افتاده است.
● تنگ نظرانه، کوته اندیشانه، کوته فکر (انه) (picayunish هم میگویند)