دیکشنری فارسی

pipe

UKpaip USpaıp

معنی فارسی

لوله ، تنبوشه ، ني ، لوله صدا ، ني انبان ،

تيپچه ، سوت رئيس کارگران کشتي ، پيپ

معنی کامل و مثال‌ها

/pīp/n., vi., vt.

● (سازهای بادی و ارگ و غیره) نی، نی‌لبک، نای، لوله‌ی صدا، فلوت

hear the pipe's tale

بشنو از نی چون حکایت می‌کند

● رجوع شود به: bagpipe

● (معمولا جمع) آواز، صدا

a singer with a powerful set of pipes

خواننده‌ای با صدای رسا

● رجوع شود به: blowpipe

● (کشتیرانی) سوت، سوت سرملوان (boat swain's pipe هم می‌گویند)، (با سوت زدن) احضار یا آگاه کردن

● صدای زیر بلند (مانند صدای برخی پرندگان)، جیک، جیغ، جیغ زدن

● لوله، ناوه، ناوک، تنبوشه، مغزی

a water pipe

لوله‌ی آب

gas is distributed by pipe as well as in cylinders

گاز را با لوله و هم‌چنین در سیلندر توزیع می‌کنند.

a concrete pipe

لوله‌ی بتونی

a plastic pipe

لوله‌ی پلاستیکی

to lay pipes

لوله کشی کردن

● (با لوله) ترابری کردن، لوله بری کردن

oil is piped from well to port

نفت را از چاه تا بندر با لوله انتقال می‌دهند.

● لوله کشی کردن، لوله دار کردن

● (کالبد شناسی) لوله‌ی بدنی، تن لوله (به ویژه در اندام‌های تنفسی)، نایژه

● سوراخ دهانه‌ی آتشفشان

● (کان) چینه‌ی استوانه‌ای شکل

● هر چیز لوله سان، استوانه‌سان، نی سان، نای مانند

● چپق، پیپ

he smokes a pipe

او چپق (پیپ) می‌کشد.

● (توتون) به اندازه‌ی یک چپق یا پیپ

● (شراب و روغن زیتون و غیره) چلیک بزرگ، بشگه‌ی بزرگ (به گنجایش حدود 126 گالن)

● (خودمانی) آسان

● نی زدن، فلوت زدن، ساز بادی زدن

they piped and danced all night

تمام شب نی لبک زدند و رقصیدند.

● (فلز شناسی و ریخته‌گری) مک لوله‌ای، مک نشستی، تشکیل مک نشستی، مک

● (از طریق فلوت زدن و غیره) برانگیختن، به هیجان آوردن

to pipe the clan to battle

عشیره را به جنگ برانگیختن

● (خیاطی) پارچه را لوله کردن و تو گذاشتن (برای کوچک کردن جامه)

● (خودمانی) نظر انداختن، متوجه شدن، نمیدن

* pipe down

کم کم آرام شدن، آرامتر شدن، (از بلند حرف زدن یا داد زدن) دست برداشتن، (صدا را) کم کردن

* pipe in

(با دستگاه الکترونیکی موسیقی و صدا را در تمام خانه) پراکندن، آوا رسانی کران

* pipe up

1- شروع به آواز خواندن کردن، آغاز به نواختن کردن 2- صدا سر دادن، بلند حرف زدن

* put that in your pipe and smoke it

(انگلیس - عامیانه) چاره‌ای جز این نداری که حرفم را قبول کنی

تعریف انگلیسی

verb
  1. a tube with a small bowl at one end; used for smoking tobacco
  2. a long tube made of metal or plastic that is used to carry water or oil or gas etc.
  3. a hollow cylindrical shape
  4. a tubular wind instrument
  5. the flues and stops on a pipe organ
  6. utter a shrill cry “Somebody ----s” “Somebody ----s something” “Somebody ----s that CLAUSE”
  7. transport by pipeline “pipe oil, water, and gas into the desert” “Somebody ----s something to somebody” “Somebody ----s something PP”
  8. play on a pipe “pipe a tune” “Somebody ----s something”
  9. trim with piping “pipe the skirt” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

I. noun
1. Wind instrument.
2. Tube, conduit.
3. Tobacco pipe, clay pipe.
4. Windpipe, trachea, weasand, throttle.
5. Voice.
6. Bird call, whistle.
7. Butt, cask.
8. [plural] Bagpipes (colloq..)
II. verb neuter
1. Play, sound.
2. Whistle, sound shrill.

واژه‌های دیگر با معنی «لوله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن