tubulation معنی فارسی لوله لوله سازي شکل لوله ترتيب لوله اي واژههای دیگر با معنی «لوله» pipe لوله، تنبوشه، ني tube لوله، (تونل براي) راه آهن زير زميني، شيپور tubeless لوله، (تونل براي) راه آهن زير زميني، شيپور downtake لوله، دودکش، بادکش drain pipe لوله، لوله زهکشي duct لوله، مجرا tubular لوله اي، به شکل لوله، سيگاري nozzle سر لوله، دهنه، آب پخش کن tubulose لوله اي، داراي گلهاي کوچک لوله اي tubulous لوله اي، داراي گلهاي کوچک لوله اي