دیکشنری فارسی

planula

معنی فارسی

پهنک

معنی کامل و مثال‌ها

/plan´yōō lǝ/n., pl.

● (لیسه‌ی مژک‌دار جانداران cnidarian) پهنک

تعریف انگلیسی

noun
  1. the flat ciliated free-swimming larva of hydrozoan coelenterates

واژه‌های دیگر با معنی «پهنک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن