plentitude معنی فارسی کمال سرشاري وفور فراواني. واژههای دیگر با معنی «کمال» perfection کمال، تکميل، حد کامل perfectness کمال، تماميت، بي عيبي ideal کمال مطلوب، غايت آرزو، هدف زندگي perfectibility کمال پذيري، امادگي براي تکميل شدن، اصلاح پذيري perfection of savagery کمال وحشي گري، نهايت وحشي گري ideal index شاخص کمال مطلوب، شاخص ايده ال idealization تصور (کمال مطلوب) optimal مربوط به کمال مطلوب. idealize به کمال مطلوب رسانيدن، تصور کردن، حالت خيالي دادن (به) gonogenesis کمال و بلوغ سلول نطفه يا جرثومه .