plusage معنی فارسی اضافه سرامد مقدار اضافي. واژههای دیگر با معنی «اضافه» plussage اضافه، سرامد، مقدار اضافي. surcharge اضافه بار، سربار، نرخ اضافي preposition حرف اضافه، حرف جر، حرف پيش نهاده excess luggage اضافه بار imburse اضافه کردن، افزودن، با ارزش کردن genitival حالت اضافه، حالت مالکيت، ملکي genitive حالت اضافه، حالت مالکيت، ملکي added to that اضافه بران margin product اضافه محصول overpotential اضافه ولتاژ