pollex معنی فارسی شست معنی کامل و مثالها /päl´eks´/n., pl.● شست (دست)، ستبرانگشت (بیشتر میگویند: thumb) واژههای دیگر با معنی «شست» thumb شست، ابهام با شست چرک کردن يا ساييدن، چرک کردن ياساييدن hallux شست، شست پا، پنجه پشت پا thrumb شست، با شست سائيدن big toe شست پا hammertoe شست کژي، شست چمبري، کژ شست thumbprint اثر شست، اثر شست گذاشتن. thumb print اثر شست، جاي شست slope wash شيب شست thrumb-print اثر شست thumb stall شست پوش