دیکشنری فارسی

pretor

معنی فارسی

افسر قاضي.

معنی کامل و مثال‌ها

/prēt´ǝr/n.

رجوع شود به: praetor

واژه‌های دیگر با معنی «افسر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن