دیکشنری فارسی

pretor

معنی فارسی

افسر قاضي.

معنی کامل و مثال‌ها

/prēt´ǝr/n.

● رجوع شود به: praetor

تعریف انگلیسی

noun
  1. an annually elected magistrate of the ancient Roman Republic

واژه‌های دیگر با معنی «افسر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن