دیکشنری فارسی

proem

UKprim

معنی فارسی

سراغاز مقدمه ديباچه

معنی کامل و مثال‌ها

/prō´ǝm´/n.

● (نادر) مقدمه، پیشگفتار

مترادف‌ها

noun
Preface, introduction, prelude, exordium, prolegomena, preliminary remarks.

واژه‌های دیگر با معنی «سراغاز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن