proligerous معنی فارسی زاينده توليدکننده پربار بارخيز واژههای دیگر با معنی «زاينده» generator زاينده، زايا، توليدکننده generative زايا، زاينده، مولد progenitive توليد کننده، زاينده، داراي نيروي توليد breeder rocket راکت سوخت ساز، راکت زاينده generating function تابع مولد، تابع زاينده . breeder reactor زايشگر، راکتور زاينده primiparous تازه زا، براي نخستين بار زاينده zoogenic بچه زا، بچه گذار، زاينده zoogenous بچه زا، بچه گذار، زاينده generatrix مولد، زايا، زاينده