pronely معنی فارسی روبه زمين دمر بطور اماده واژههای دیگر با معنی «روبه زمين» procumbent دمر، روبه زمين، خوابيده prostrate بزمين انداختن، روبه زمين خواباندن، دمر خواباندن prostrator بزمين انداختن، روبه زمين خواباندن، دمر خواباندن