دیکشنری فارسی

prostrated

UKprɔstreitid

معنی فارسی

بزمين انداختن روبه زمين خواباندن دمر خواباندن پست کردن تر

واژه‌های دیگر با معنی «بزمين انداختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن