دیکشنری فارسی

protasis

معنی فارسی

شرط قضيه شرطيه مقدمه

معنی کامل و مثال‌ها

/prät´ǝ sis/n.

● (تئاتر) آغاز نمایش (که طی آن شخصیت‌ها به صحنه می‌آیند)

● (در جمله‌ی شرطی) عبارت شرطی

واژه‌های دیگر با معنی «شرط»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن