punctate
معنی فارسی
نقطه نقطه خال خال نوک دار
معنی کامل و مثالها
/puŋk´tāt´/adj.
● (به ویژه گیاه یا جانور) خال مخالی، نقطه نقطه، کک مک دار (punctated هم میگویند)
نقطه نقطه خال خال نوک دار
/puŋk´tāt´/adj.
● (به ویژه گیاه یا جانور) خال مخالی، نقطه نقطه، کک مک دار (punctated هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن