دیکشنری فارسی

putrescence

UKpjuːtresns

معنی فارسی

گنديدگي فساد

تعریف انگلیسی

noun
  1. in a state of progressive putrefaction
  2. the quality of rotting and becoming putrid

مترادف‌ها

noun
Rottenness, putridity.

واژه‌های دیگر با معنی «گنديدگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن