دیکشنری فارسی

putridity

UKpjuːtraiditiː

معنی فارسی

پوسيدگي گنديدگي چيز فاسد

تعریف انگلیسی

noun
  1. the state of being putrid

مترادف‌ها

noun
Putridness, rottenness, corruption, putrefaction.

واژه‌های دیگر با معنی «پوسيدگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن