qualificative معنی فارسی توصيفي کلمه ياعبارت توصيفي واژههای دیگر با معنی «توصيفي» descriptive توصيفي، تشريحي، دربردارنده توصيف adjective of quality صفت توصيفي descriptive statistics آمار توصيفي qualifying symbols علايم توصيفي، نمادهاي توصيفي descriptive economics اقتصاد توصيفي narrative relief نقش برجسته توصيفي، نقش برجسته روايتي floristry شاخه اي از علم گياه شناسي توصيفي که، درباره تعداد وگروه هاي گياهي بحث ميکند. zoographic وابسته به جانور شناسي تطبيقي و توصيفي zoographical وابسته به جانور شناسي تطبيقي و توصيفي non restrictive غير تحديدي، توصيفي