دیکشنری فارسی

quarrelsomeness

UKkwɔrəlsəmnəs

معنی فارسی

نزاع دعوي دعوا ستيزه اختلاف شکايت گله

تعریف انگلیسی

noun
  1. an inclination to be quarrelsome and contentious

واژه‌های دیگر با معنی «نزاع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن