query
معنی فارسی
پرسش سئوال پرسش ترديداميز ترديد ايراد نشان پرسش نشان ترديد
معنی کامل و مثالها
/kwir´ē; kwer´ē/n., pl.
● جستار، پرسش، استعلام، پرس و جو، استفسار
many queries concerning his real name
پرس و جوهای بسیار دربارهی نام واقعی او
● شک
● نشان پرسش، علامت سوال، این نشان: ؟ (query mark هم میگویند)
● پرسیدن، سوال کردن
"is your father home?" he queried
او پرسید: ((پدرتان منزل هستند؟))
● جستار کردن، تحقیق کردن، پرس و جو کردن، استعلام کردن، استفسار کردن
they queried three experts for advice
آنها از سه کارشناس نظر خواهی کردند.
● اظهار شک کردن
مترادفها
I. noun
Question, inquiry, interrogatory.
II. verb neuter
Make inquiry, ask questions.
III. verb active
1. Question, inquire, ask.
2. Doubt, dispute, hesitate to believe, consider questionable.