دیکشنری فارسی

quid pro quo

معنی فارسی

عوض مثل اشتباه چيزي باچيزديگر

معنی کامل و مثال‌ها

/kwid´prō kwō´/

● (لاتین)

● تلافی، عمل متقابل، عمل به مثل

● برابر، جانشین، عوض

تعریف انگلیسی

noun
  1. something for something; that which a party receives (or is promised) in return for something he does or gives or promises

مترادف‌ها

[Lat.] Equivalent, tit for tat.

واژه‌های دیگر با معنی «عوض»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن