quite the thing معنی فارسی متداول ، مرسوم ، مطابق بارسم معمول ، موافق سبک روز ، رعايت کننده سبک روز واژههای دیگر با معنی «متداول» modish متداول، مرسوم، مطابق با رسم معمول fashionable متداول، مرسوم، موافق سبک روز rife متداول، شايع، پر enchorial متداول، خلقي، معمول uncommon غير متداول، کمياب، غير معمول outmoded غير متداول، از مد افتاده widespread همه جا متداول، همه جا منتشر، کاملاً گسترده FAQ [سوالات متداول]، مخفف عبارت Frequently Asked Questions و به معناي، پرسش و پاسخ درباره يک موضوع کلي است. grow rife فراوان يا متداول شدن mexsp اسپانيايي متداول در مکزيک